خدایا...

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم 
گفتی: فانی قریب
     .:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.

 

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم 
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.

 

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
     .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

 

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی 
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه
     .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.

 

گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟     
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
     .:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

 

گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

 

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟ 
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
     .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

 

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
     .:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

 

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم!  ...  توبه می‌كنم 


گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین


     .:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

 

 

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك     
گفتی: الیس الله بكاف عبده
     .:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

 

 

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:

یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما


.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

 

با خودم گفتم: خدا... خالق هستی... با فرشته‌هاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟! ... ... ...   

 

 

شيرهاي قطبي نصف جهان را فتح كردند

perspolice

نگاهی به نظرات خوانندگان

با سلام و عرض ادب خدمت شما دوستان عزیز دوره ۱۴

امروز داشتم به نظرات خوانندگان وبلاگ نگاه می کردم که چند مطلب قشنگ دیدم که تصمیم گرفتم آن را بر روی یکی از پست های اصلی وبلاگ قرار دهم .

توجه شما را به این نظرات دوست عزیزمان جلب می کنم .

سه شنبه 24 اردیبهشت1387 ساعت: 20:51 توسط:حامی

سلام
با هزار شوق و امید اومدم تو اتاق POWER کامپیوتر رو زدم کانکت شدم .رفتم تو اینترنت اکسپلورر تایپ کردم: IMAM تا اینکه زیرش نوشت WWW.IMAMSADEGH14.BLOGFA.COM انگار کامپیوترم می خواست بگه دلم برا بچه ها تنگ شده. برای اون صاحب فصول, برای حاجی که درسته یه نمه مارموزه ولی دل رئوفی داره و دوست داره اون جمع همیشگی دوباره تکرار بشه, برای اون درخت گردو که هیچ وقت نتونستیم بفهمیم کیه و حرف حسابش چیه ؟ برای اون رهگذر بداخلاق , برای ((من)) که عشق کوه و شغال بود, برای جلبک که یه سره تو این اینترنت مثل بیکارا قدم می زنه, برا لویی که دکمه ی CTRL کیبوردش از بس کنترل +سی رو زده از کار افتاده, برا قائم مقام مدیریت وبلاگ که هر از چندگاهی با یه خبر جدید از مخابرات پیداش میشه, برا ماهرخ زاد که ئوست نداره کسی بشناستش ولی بدجوری تابلو شده, برا اون 1404 که هنوزم نمدونم هدفش از گزاشتن این اسم چی بوده, برا قلی که کم کم داره شناخته میشه و باید دنبال یه اسم جدید باشه, برا میرسبحان که برامون کلاس زبان گزاشته, برا کاپیتان که هنوز اندر خم یه کوچشیم, برا آقا وحید محسوس و نا محسوس, برا خوشکل پسر که هیچ وقت قیافه ی خنده دارش از یادم نمیره, برا اونا که اومدن و نموندن, برا اونایی که اومدن و هستن.

ولی وقتی چشمم به پست آخر که نوشته بود 12/2/87 افتاد یه آهی از ته دل کشیدم و پنجره رو بستم.
بابا بچه ها چه قدر بی بخاریم؟؟؟؟ چه قدر (با عرض معذرت) بی وفاییم؟؟؟؟؟؟؟؟ یه خورده به خودمون بیاییم؟؟؟؟ با این وضع می خوایم به کجا برسیم؟ واقعا چی شد اون صمیمیت ها و سادگی ها؟؟؟ کدوممون تو دانشگاه کسی رو می شناسسید که بتونه مثل ناجیان و بهنیافر سوال کنه؟ مثل شمقدری بی شخصیت بازی دریاره؟؟؟؟ مثل رشید و گلپایگانی تیکه بندازه؟؟؟؟؟؟؟ مثل سراجی و یاقوتی پاچه خواری(خاری) کنه؟؟؟؟ مثل پروین و م.سلیمی شاخ بازی دریاره؟؟؟ مثل ع.سادات صدای شغال دریاره ؟ ممثل محمدخان حرص فتاحی رو دریاره؟ مثل ظریف حرص شاکری رو دریاره؟؟؟؟؟؟ مثل صداقت تئاتر بازی کنه؟؟؟؟؟؟؟؟ مثل میلانی شکلک و کاریکاتور بکشه؟؟؟؟؟ مثل لویی والیبال بازی کنه؟؟؟؟؟ مثل س.سلیمی بچه مثبت باشه و همش گیر بده به این و اون(البته از این مورد خودم زیاد دیدم), مثل محدث و عسگری پور و فرزان عشق یوونتوس باشه؟؟؟؟؟؟؟(تو این مورد شک دارم), مثل کمالی دیر بیاد؟؟؟؟ مثل محمدیان شوخی خرکی کنه؟؟؟؟؟؟؟ مثل حسینی تو فوتبال جوش بیاره؟؟؟؟؟ مثل زارعی ...... .

چی شد همه رو از یاد بردیم؟ دلمون برا هم تنگ نمیشه ؟ از کلاسمون کم میشه هر از چندگاهی هم رو ببینیم؟ چرا فقط یه عده با همیم؟(البته این عده هم کم کم متلاشی میشه) .
به نظر من الآن وقتشه, الانه که همو خوب درک می کنیم؛ نیاز یکدیگر رو می فهمیم و می تونیم یه سری از نیاز هامون رو برطرف کنیم..... رفقا به خدا ما نسبت به هم وظیفه داریم بده که همه چیز رو فراموش کنیم. کمترینش اینه که جند وقت یه بار از حال هم مطلع بشیم . و این امر محقق نمیشه تا وقتی که هدف از دوستی هامون یکی دیگه باشه و برای رضای اون ارتباط داشته باشیم.
آقا ما الان تو طوفان غرایزیم ؛ میشه دست هم دیگه رو فشار بدیم و با یه یاعلی شروع کنیم....
درسته که کمی کلیشه ای حرف زدم ولی یه هو جو گیر شدم ؛شرمنده)
منتظرم

دیدار

سلام

این هفته تو حیاط دبیرستان برنامه فوتبال هست.....

زمان : پنج شنبه  ۱۲/۲

ساعت ۱۶.۳۰

چون یه مقدار دیر اطلاع رسانی شده ،لطفا به بقیه بچه ها خبر بدید...

یا علی

Why do we read Quran, even if we can't understand a single Arabic word

An old American Muslim lived on a farm in the mountains of eastern Kentucky with his young grandson. Each morning Grandpa was up early sitting at the kitchen table reading his Qur'an.

His grandson wanted to be just like him and tried to
imitate him in every way he could.

One day the grandson asked, "Grandpa! I try to read the Qur'an just like you
but I don't understand it, and what I do understand I forget as soon as I close
the book. What good does reading the Qur'an do?"

The Grandfather quietly turned from putting coal in the stove and replied, "Ta
ke this coal basket down to the river and bring me back a basket of water."

The boy did as he was told, but all the water leaked out before he got back to
the house.

The grandfather laughed and said, "You'll have to move a little faster next time," and sent him back to the river with the basket to try again.


This time the boy ran faster, but again the basket was empty before he returned
home. Out of breath, he told his grandfather that it was impossible to carry water in a basket, and he went to get a bucket instead. The old man said, "I don't want a bucket of water; I want a basket of water. You're just not trying
hard enough," and he went out the door to watch the boy try again.

At this point, the boy knew it was impossible, but he wanted to show his grandfather that even if he ran as fast as he could, the water would Leak out before he got back to the house. The boy again dipped the basket into river and ran hard, but when he reached his grandfather the basket was again empty. Out of breath, he said, "See Grandpa, it's useless!"

"So you think it is useless?" The old man said, "Look at the basket."

The boy looked at the basket and for the first time realized that the basket was
different. It had been transformed from a dirty old coal basket and was now
clean, inside and out.

"Son, that's what happens when you read the Qur'an.
You might not understand
or remember everything, but when you read it, you will be Changed, inside and
out. That is the work of Allah in our lives."


دل نوشته ای درباره مشکلات فرهنگی(همراه با نگاهی گذرا به فیلم دایره زنگی)

بسمه تعالي

 

دل نوشته ای درباره مشکلات فرهنگی

 

(همراه با نگاهی گذرا به فیلم دایره زنگی)

 

سخن از فرهنگ ومغفول ماندن آن در كشور،ديگر تبديل به كليشه اي تكراري وپررنج شده است كه گويا طلسم آن به اين زودي ها شكسته نخواهد شد.

پس از وقوع انقلاب اسلامي  و شروع جنگ تحميلي تمام قواي فكري وانساني نيروهاي تازه نفس انقلاب صرف مقابله با جنگي  شد كه هرچند اين نبرد با دشمن متجاوز باعث ايجاد فرهنگ ايثار وشهادت در جامعه شد،اما به علت آن كه در طي اين هشت سال نيروهاي انقلابي باتمام قواي خود در حال دفاع از انقلاب وميهن اسلامي بودند فرصت آن پيدا نشد تا سياستگذاري هاي اساسي براي فرهنگ اين كشور صورت پذيرد.

پس از پايان جنگ وروي كار آمدن دولت سازندگي

ادامه نوشته

راه اندازی مجدد سرویس پیام کوتاه دوره 14

با سلام و عرض ادب
 
با استناد به نام سال ۱۳۸۷ ، " سال نوآوری و شکوفایی " و با همت دوستان عزیزمان در یکی از نمایندگی های شرکت، همینک سرویس ارسال پیام کوتاه دوره ۱۴ ، دوباره راه اندازی گردیده است .
عمده تفاوت این سرویس با مرحله ی قبل آن این است که در این سری ، تنها شما ۱ بار می توانید پیام را بخوانید !!!!
پیام به صورت اتوماتیک باز می شود و بر صفحه ی گوشی شما خواهد آمد و بعد از خواندن پاک می شود !!!! این هدیه ای است از طرف شرکت " ایرانیان " به دوستان دوره ۱۴ .
 
شماره ارسال پیام ها همانند قبل : ۰۹۱۳۱۴۲۰۳۱۰ می باشد
 
با سپاس
نظری قهرودی

6 اردیبهشت ماه ، روز حماسه ای دیگر

با سلام و عرض ادب خدمت تمام دوستان عزیز دوره ۱۴
 
تبریک ویژه ای دارم برای دوستان نویسنده ی عزیزمان ، که در سال " نوآوری و شکوفایی " قدم رنجه فرمودند و در نوشتن مطالب از یکدیگر پیشی می گیرند .
ان شاءا... که با این اتحاد و همکاری بین دوستان دوره ، بتوان مطالب خوبی را برای شما عزیزان به نمایش گذاشت .
 
در ضمن ، فردا ۶ اردیبهشت ماه ، مرحله ی دوم انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی می باشد و امید می رود که همانند انتخابات گذشته ، مردم حضور گسترده ای در این عرصه داشته باشند .
 
موفق و پیروز باشید
 
" قائم مقام مدیریت وبلاگ دوره !!!!! "

بازی آیین قاتل

بازی آیین قاتل

مردی سفید پوش ، سوار بر اسبی با شمشیر می آید او خود را از شیعیان می داند ،شیعه  ایرانی ، مردی شجاع  و قوی ، او خود را فدایی می داند و هدفی جز کشتن ندارد...
شرکت یوبی سافت (Ubi-Soft) اقدام به ساخت بازی با عنوان (Assassin`s Creed) نموده بازی که با عنواین فارسی چون عقیده فدائیون ، آیین قاتل ، آیین اساسین  از آن یاد می شود. لازم به ذکر است سازندگان این بازی همان سازندگان نسخه ها شاهزاده ایرانی هستند.

داستان بازی در زمان قرن 12 روایت می شود ، موضوع بازی جنگ های صلیبی است . درسومین جنگ صلیبی که مدت ها به طول انجامید زمانی که مسلمانان و مسیحیان برای تصرف سرزمین مقدس (Holy Land) به نبرد سختی می پردازند . داستان در بیت المقدس (اورشلیم)، دمشق و عکا اتفاق می افتد.
در قرن دوازدهم میلادی اروپایان مسیحی به سرزمین بیت المقدس حمله کردند و در این میان مسلمانان با تمام وجود از سرزمین خود دفاع کردند و در آخر پیروز از میدان بیرون آمدند
شخصیت اصلی بازی یعنی الطیر یکی از شخصیت های مبارز موثر در این جنگ خواهد بود که یکی از اعضای گروه اساسیون (Assassins)می باشد . الطیر فردی مسلمان و روحانی می باشد که خود را شمیر انتقام خداوند یا پیام رسان خداوند می دادند . الطیر کسانی را می کشد که فکر می کند لایق مردن هستند و در طول بازی جملاتی را بیان می کنند که بر گرفته از کتاب مقدس است . مسلمانی که خشونت تمام وجود او را فرا گرفته است.


اعضای گروه Assassins یکی از انگشتان خود را قطع می کردند و جای آن چاقوی تیزی را قرار میدادن که بتوانند قربانیان خود را مخفیانه از بین ببرند
شخصیتی در بازی به نام Tamir وجود دارد ، او یک مسلمان بوده و یهودیان قاتل را به قتل میرساند هنوز اطلاعات کاملی درباره این شخصیت منتشر نشده است.

اساسین  یا فدائیون چه کسانی هستند؟
داستانهای اسرار آمیز اساسیون یا حشاشین یا حشیشیون یا  فدائیون  ،از قرن دوازدهم میلادی تا کنون مورد توجه بسیاری  بوده است .
پیروان مکتب صباح که به الموتیان و اسماعیلیه نیز شناخته می‌‌شدند ، به نام حشیشیون (حشاشین)معروف بودند که ریشهٔ کلمهٔ Assasination در زبان انگلیسی نیز از همین مکتب است.
اسماعیلیه یکى از فرقه‏هاى شیعه محسوب می شود.
آنان گروهى بودند که به امامت اسماعیل گرویده و مرگ او را انکار کرده، گفتند او زنده و غایب است و روزى ظهور خواهد کرد. و در توجیه عمل امام صادق علیه‏السلام که جنازه‏ اسماعیل را تشییع و تدفین کرد، گفتند اینها همگى جنبه‏ ظاهرى داشت و مقصود این بود که بدخواهان به گمان این‏که او مرده است درصدد سوء قصد به جان او برنیایند.

انشعابات زیادی در این گروه رخداده است که خود داستان مفصل دارد. اما حسن صباح که یک ایرانی شیعه اثنی عشری بود اما بر اثر القائات و تبلیغات دین گروه به شیعه اسماعیلی گرائید. با رفتن به مصر که مرکز علمی اسماعیلیه به شمار می‌آمد به آموختن تعالیم اسماعیلیه پرداخت که در سال 472 به دلیل طرفداری وی از شیعه نزاری از مصر به مغرب تبعید می‌شود. و سرانجام به ایران در اصفهان می‌رسد. و با حکومت سلجوقیان مخالفت علنی می‌کند و مورد تعقیب آنان واقع می‌شود. و بالاخره به دژهای الموت پناه می‌گیرد. و فعالیت خود را برای تربیت نیروی ورزیده و رزم‌آور شروع می‌کند.

مشهورترین نام و لقب این فرقه همان «اسماعیلیه» است، که چون به امامت اسماعیل فرزند امام جعفر صادق علیه‏السلام معتقدند، به این نام خوانده شده‏اند. گذشته بر این نام، القاب دیگرى نیز دارند که برخى از آنها عمومى و برخى خصوصى است؛ آنها عبارتند از:
باطنیه: از دیگر القاب عمومى آنان لقب باطنیه است و بدان جهت به این نام شهرت یافته‏اند که براى هر ظاهرى به باطنى قایل‏اند.
سبعیه: لقب دیگر آنان سبعیه است. علت نامیده شدن آنان به این نام این است که به امامان هفت‏گانه قایل‏اند و رهبرى الهى را بر پایه‏ى حجت‏هاى هفت‏گانه تفسیر مى‏کنند.
تعلیمیه: از القاب دیگر اسماعیلیه تعلیمیه است. وجه تسمیه‏ى آنان به این نام این است که امام را عالم به باطن امور دانسته و معتقدند هیچ کس حتى پیامبر، جز به واسطه‏ى تعلیم امام، بر باطن آگاه نمى‏گردد.
ملحده: بدان جهت به این لقب خوانده شدند که گاهى ظواهر شریعت را رها کرده و به باطن بسنده کردند.

اما یکی از القاب این گروه حشیشیون ، حشاشین می باشد.
در اینکه چرا این گروه را به این نام می خوانند دو دیدگاه وجود دارد
 الف: زیرا در آن زمان حشیش به معنی دارو و حشاش به معنی دارو فروش و حشاشین جمع عربی حشاش می‌باشد
ب: حشیشیان گروه اند که با مصرف حشیش ،در کمال شجاعت اقدام به عملیات انتحارى  و ترور اشخاص می نمودند.

بررسى و تحقیق تاریخ اسماعیلیان کارى بسیار دشوار است. محققان براى پژوهش در باره این فرقه با مشکلاتى رو به رو هستند که در بررسى سایر سلسله‏ها و فرقه‏ها وجود ندارد. کمتر فرقه‏اى را مى‏توان یافت که مانند اسماعیلیان دچار ابهام و پیچیدگى شده باشد. تاریخچه زندگانى سران آن‏ها و افکار و عقایدشان بسیار تاریک و مبهم است و این مشکل با مراجعه به منابع متعصبانه و مغرضانه دشمنان اسماعیلیان که اجبارا به آن‏ها رجوع خواهد شد، برطرف نمى‏شود. ابهام در تاریخ این گروه دلایل مختلفى دارد;از جمله این که منابع تاریخى خود اسماعیلیه نوعا از بین رفته و ماخذ عمده اطلاعات، کتاب‏هایى به قلم مخالفان ایشان است. از این رو، به ناچار باید به منابع تاریخ‏نویسانى اتکا کرد که یا کورکورانه دشمن تحولات درونى اسماعیلیان بودند، و یا آن را نادیده مى‏گرفتند، لذا بر محقق منصف و بى‏غرض که تا اندازه‏اى با تاریخ آن عصر، انس دارد، غرض‏ورزى در بسیارى از نسبت‏ها که به این فرقه و پیروان آن داده اند، آشکار است، و اغلب آن‏ها به نظر کلى، ساختگى مى‏آید.
محققان غربى نیز که شایسته بود با مسئله، منصفانه و محتاطانه برخورد کنند در نخستین وهله، تحت تاثیر خیال پردازى‏هاى صلیبیان و شخص مارکوپولو و روش مخالفان قرار گرفتند و تاریخ را همانند «داستان پلیسى‏» دنبال نموده‏اند و اسماعیلیان را نه انسان‏هایى پاى‏بند به اعتقادات محکم حاکم‏شان «شیخ الجبل‏» بلکه انسان‏هاى شیطان‏صفتى به حساب آورد که پاى‏بند «طریقت‏حشاشین‏» بودند.

روحانى کاتولیک آلمانى بروکاردوس (Brocardus) در سال ۱۳۳۲ (میلادى) درباره آنها نوشت: «آنها تشنه خون بشر هستند و بیگناهان را در قبال گرفتن پول مى کشتند.»

بى باکى جسورانه «حشاشین» در اروپا  با وجود شیطانى بودن این فرقه از نظر آنها زبانزد خاص و عام شد. بدین ترتیب در نامه هاى عاشقانه ایتالیایى قرن دوازدهم میلادى عباراتى مانند این باب شد: «من اساسین توام و در حالى که به فرامینت گردن مى نهم امیدوارانه به بهشت چشم دوخته ام.» یا «همچون اساسین ها که در ثابت قدم در خدم استادشان بوده اند من نیز با وفایى خدشه ناپذیر در خدمت عشق بوده ام.»

به نظر می رسد با ساخت و عرضه این بازی به بازار ، جهان غرب علنا شمشیر را از رو بست و استفاده از بازی های رایانه ای را در جهت تخریب مسلمانان را علنی کرد.
بازی که در آن منجی مسلمانان و آن هم شیعیان به این صورت نمایش داده می شود.

نویسنده :مهندس مهدی حق وردی طاقانکی 


منبع:  http://mhta.persianblog.ir

ناتوی فرهنگی(قسمت اول)

در ۴ بخش به طور خلاصه مي خواهيم درباره ناتوي فرهنگي با هم صحبت كنيم.اميواريم كه برايتان مفيد باشد.منبع اين مطالب مركز اسناد انقلاب اسلامي به نقل از سايت تبيان است.

بعد از پایان جنگ سرد و حذف تهدید نظامی شوروی كه هدف اصلی شكل گیری ناتو بود ، بسیاری از آگاهان استمرار حیات ناتو را غیرضروری دانستند . اما از آن جایی كه سیاست خارجی ایالات متحد آمریكا بر اساس یك دشمن و تهدید خارجی استوار است با تئوریزه كردن فضای بعد از جنگ سرد بر مبنای " جنگ تمدن ها " نه تنها استمرار حیات ناتو با ماهیت نظامی را ضروری دانستند بلكه با توجه به چالش جدید غرب در مقابل بیداری جهان اسلام ، شاهدیم كه دنیای غرب باز هم همچون گذشته با سردمداری آمریكا به صورت غیررسمی ، سازمانی را در حوزه فرهنگ ایجاد كرده كه به تعبیر مقام معظم رهبری می توان آن را " ناتوی فرهنگی " نام گذاشت.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههای استان سمنان در مورد ناتوی فرهنگی فرمودند :

من پریروز در روزنامه – البته سه ، چهار ماه قبل از این ، من مقاله اش را دیده بودم – گزارشی از تشكیل " ناتوی فرهنگی " را خواندم . یعنی در مقابل پیمان ناتو كه آمریكاییها در اروپا به عنوان مقابله  با شوروی سابق یك مجموعه  مقتدر نظامی به وجود آوردند ؛ اما برای سركوب هر صدای معارض با خودشان در منطقه خاورمیانه و آسیا و غیره از آن استفاده می كردند ، حالا یك ناتوی فرهنگی هم به وجود آْورده اند . این ، بسیار چیز خطرناكی است . البته حالا هم نیست ؛ سالهاست كه این اتفاق افتاده است .

مجموعه ی زنجیره ی به هم پیوسته  رسانه های گوناگون – كه حالا اینترنت هم داخلش شده است و ماهواره ها و تلویزیونها و رادیوها – در جهت مشخصی حركت می كنند تا سررشته ی تحولات جوامع را به عهده بگیرند ؛ حالا كه دیگر خیلی هم آسان و رو راست شده است .

در گرجستان كه یك تحول سیاسی اتفاق افتاد و جابجایی قدرت انجام گرفت ، یك سرمایه دار آمریكایی و صهیونیست یهودی – البته اسمش معروف است ، من نمی خواهم اسمش را بیاورم – اعلام كرد كه من ده میلیون دلار در كشور گرجستان خرج كردم و تحول سیاسی ایجاد كردم ؛ خیلی راحت . ده میلیون دلار خرج می كنند ، یك حكومت را كنار می گذارند ، یك حكومت دیگر را سر كار می آورند ! اینها باید روی مردم اثر بگذارند ؛ باید اجتماعات درست كنند . در اوكراین هم همین كار را كردند ؛ در جاهای دیگر هم همین كار را كردند . گاهی اوقات تأثیراتشان به شكل دیگری است و تعیین كننده است ؛ شاید این را در یك جمع دانشجویی دیگر گفته باشم كه ماهاتیر محمد ، نخست وزیر سابق مالزی – كه بسیار هم آدم پركار و دقیق و جدی و پایبندی بود – به تهران آمد ، به دیدن من هم آمد ؛ همان اوقات بود كه تحولات گوناگونی در آسیای شرقی اتفاق افتاده بود ؛ در مالزی ، اندونزی و تایلند ، و زلزله ی اقتصادی به وجود آمده بود . همین سرمایه دار صهیونیستی و بعد سرمایه دارهای دیگر ، با بازیهای بانكی و پولی توانستند چند تا كشور را به ورشكستگی بكشانند. در آن وقت ماهاتیر محمد به من گفت : من فقط همین قدر به شما بگویم كه ما یك شبه گدا شدیم ! البته وقتی كشوری وابستگی اقتصادی پیدا كرد و خواست نسخه های اقتصادی بانك جهانی و صندوق بین المللی پول را عمل بكند ، همین طور هم خواهد شد .

 

بخش اول ، تبیین ابعاد و پیشینه

در دهه 1920 و 1930 میلادی سه ایدئولوژی مختلف از متن فرهنگ و تمدن غربی سر بر آورد ، چالش های متقابل این سه ایدئولوژی و توسعه طلبی هر یك در نهایت منجر به جنگ جهانی دوم در سال 1939 گردید . لیبرال دموكراسی غرب به سردمداری آمریكا و كمونیسم شرق به رهبری اتحاد جماهیری شوروی در مقابل دشمن مشترك یعنی آلمان نازی به یك اتحاد موقت دست یافتند و در خلال جنگ سعی نمودند با تشكیل كنفرانس های گوناگون مثل یالتا ، تهران و سانفرانسیسكو نقشه سیاسی – ایدئولوژی دنیای بعد از جنگ را مهندسی كنند .

اما علی رغم موفقیت نسبی این دو قدرت در تعیین حوزه نفوذ و تقسیم جهان ، با پایان جنگ و نابودی دشمن مشترك اختلاف دو ابرقدرت پیروز در جنگ به زودی نمایان و جبهه بندی جدید و بلوك بندی قدرت با محوریت آمریكا و شوروی شكل گرفت و هر یك تهدید جدی علیه دیگری قلمداد می شد . از این روی هر یك از دو بلوك قدرت سر بر آورده از جنگ جهانی دوم درصدد تمهیدات لازم جهت مقابله با رقیب تدارك برآمدند. در همین راستا در سال 1949 یعنی حدود 4 سال پس از پایان جنگ جهانی دوم پیمان آتلانتیك شمالی ( ناتو ) با رهبری آمریكا و با حضور و عضویت كشورهای اروپای غربی با هدف مقابله با تهدیدات قدرت نظامی اتحاد جماهیری شوروی و تسلط بر منافع ملت ها شكل گرفت .

سازمان ناتو گرچه به بحث و بررسی مسایل سیاسی ، اقتصادی و حتی مسایل و مشكلات ناشی از جنگ اعضای خود هم می پرداخت ، اما جهت گیری و رویكرد اصلی آن نظامی بود . این سازمان در سال 1950 با لشكركشی به كره جنوبی دامنه نفوذ خود را تا جنوب شرق آسیا گسترش داد و با عضویت یونان و تركیه در سال 1952 حوزه مدیترانه را نیز ضمیمه حضور نظامی خود كرد . بعد از مدتی با شكل گیری سازمان " سنتو " بین تركیه ، ایران و پاكستان  و اعمال سیاست سد نفوذ ( Containments) یك كمربند امنیتی از اروپا تا منتهی الیه آسیا در مقابل تهدید و نفوذ شوروی ایجاد كردند .

ناتو با ایجاد تأسیسات پایه ای مشترك در زمینه هایی مانند دفاع هوایی و سیستم مخابراتی واحد ، توسعه و استاندارد سازی جنگ افزارهای خود نه تنها در كشورهای عضو قدرت خود را نهادینه كرد بلكه اعضای این پیمان حضور نظامی خود را جهت تسلط بر منابع دیگر كشورها به حوزه خارج از ناتو هم گسترش دادند .

بعد از پایان جنگ سرد و حذف تهدید نظامی شوروی كه هدف اصلی شكل گیری ناتو بود ، بسیاری از آگاهان استمرار حیات ناتو را غیرضروری دانستند . اما از آن جایی كه سیاست خارجی ایالات متحد آمریكا بر اساس یك دشمن و تهدید خارجی استوار است با تئوریزه كردن فضای بعد از جنگ سرد بر مبنای " جنگ تمدن ها " نه تنها استمرار حیات ناتو با ماهیت نظامی را ضروری دانستند بلكه با توجه به چالش جدید غرب در مقابل بیداری جهان اسلام ، شاهدیم كه دنیای غرب باز هم همچون گذشته با سردمداری امریكا به صورت غیررسمی ، سازمانی را در حوزه فرهنگ ایجاد كرده كه به تعبیر مقام معظم رهبری می توان آن را " ناتوی فرهنگی " نام گذاشت .

ازدواج و اسلام

محفلي دوستانه با تلمذ بر درسها و گفته هاي سرشار از حكمت آقاي جلالي پيرامون موضوع ازدواج و اسلام در دبيرستان امام صادق(ع).

چهارشنبه ساعت ۴:۴۵

به اميد ديدار دوستان و حضور به موقع در جلسه.

جون خودط بخون ظرر نمي كني!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سلام رفقا

1-مي خواستيم نغد فيلم بنويسيم(حاليوودي،ايراني،گيشه اي،خارجي،انيميشن و...)

 گفطيم اينايي كه پايه حصطن روجمع كنيم كه طنها نمونيم

هركي مياد بسم ا...

هم ميطونه به ما ظنگ بزنه(باشماره هايي كه ذيرنويص ميشه)

 هم ميطونه به سندوغ پصتي ما نامه بفرصطه

 هم ميطونه يه ايميل بزنه كه ما هم هستيم

هم ميطونه اث ام اث بذنه اگرم خيلي طنبله يه ميص بندازه ما خودمون بحش ظنگ ميزنيم

2-اون رفغايي كه خيلي باهالن و حميشه به ماخرده ميگيرن كه(يكي اين لكنطه رو به روظ كنه)

 ميطونن به ايميل ما متلب بظنن تا اگه خوب بود بظاريم طو وبلاگ(صعي ميكنم ايميلا رو حرشب چك كنم)

 اگر حم حميشه اتلاعاطشون سرريذ ميكنه مي طونن يه ظنگ بذنن به ما كه مي خوان جظو نويسنده حاي وبلاگ شن(كلي حم كلاث داره)

3- اون رفغايي كه طوي اين دوصال دانشجويي شون يه تحقيقا وكارحايي كردن كه به درد همه ميخوره ميطونن برا ما ارسال كنن طا ما اسمشونو طو وبلاگ بذنيم واصرشون رو هم طو وبلاگ چاپ كنيم

منطذر پيام هاي بعدي ما باشيد

در ضمن يه آدم الاف ببينه چنطا كلمه رو قلت نوشطيم

سکوت هرمسلمان خیانت است به قرآن

 

با مراجعه به سایت زیر وامضای اعتراض انزجار خودرا نسبت به توهین به اسلام وپیامبر مهربانی(صلی الله علیه وآله وسلم)را به گوش جهانیان برسانید.

امضای اعتراض: