یادی کنید از این جمع پراکنده...



لینک دانلود همین عکس با کیفیت بالا

دل به دریا باید زد...

darya

گزارش مصور بازديد از فدك در قرن 15 هجري

آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني در سفر 10 روزه خود به عربستان سعودي، در حالي که به مدينه سفر کرده ‌بود،‌ از وادي فاطمه يا همان منطقه تاريخي فدک نيز ديدن کرد و در حالي که اشک از چشمانش جاري بود، از چشمه فاطمه نوشيد.
به گزارش آفتاب، هاشمي براي بازديد از منطقه جغرافيايي فدک، با اتومبيل براي رسيدن به مقصود بيش از 260 کيلومتر را از شهر مدينه منوره به‌سوي استان «حائل» درنورديد و به شهر «حائط» و «حويطه» که به گفته آيت‌الله شيخ محمدعلي عمري رهبر شيعيان مدينه، همان «فدک» است، رسيد.   

در شهر حائط، فرماندار و مسئولان اين شهر از رئيس مجلس خبرگان استقبال کردند.
اين گزارش حاکي است، مردم منطقه نيز با شور و شوق از خانه‌ها بيرون زده و بر بام‌ها و بلندي‌هاي اطراف مشغول تماشاي صحنه‌هاي بازديد بودند.  

نايف فرماندار شهر گفت: «اينجا فدک است و الان قديمي‌ها هنوز به آن فدک مي‌گويند. شهر حدود 35 هزار نفر جمعيت دارد ولي جمعيت کل منطقه به اضافه روستانشينان و عشاير کوچ نشين به صدهزار نفر مي‌رسد».
سپس، «محمد عبدالرحمن جابر»، پيرمردي از اهالي فدک، که قبلا رئيس دايره امر به معروف و نهي از منکر منطقه بوده و هم‌اکنون نيز طبق گفته خودش به دعوت مسئولان منطقه مشغول همکاري با آنهاست توضيحاتي در مورد اين منطقه به هيأت ايراني ارائه کرد و به سؤالات رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام پاسخ داد. 

آيت‌الله هاشمي از او پرسيد چرا به اين منطقه فدک مي‌گويند؟
عبدالرحمن جابر: «چون پيامبر اکرم آن را به حضرت فاطمه بخشيد».
هاشمي‌رفسنجاني پرسيد: «چرا پيامبر آن را به حضرت فاطمه بخشيد»؟
عبدالرحمن جابر پاسخ داد: «نظر ما اين است که چون اهالي اين منطقه بدون درگيري آن را به پيامبر اکرم هديه کردند و پيامبر نيز آن را به حضرت فاطمه هديه کردند».
هاشمي‌رفسنجاني باز سوال کرد: «در اين منطقه چه چيزهايي به نام فاطمه وجود دارد»؟
عبدالرحمن جابر در جواب گفت: «چشمه‌هاي هفت‌گانه فاطمه، مسجد فاطمه، وادي فاطمه، و بساتين (باغستان‌هاي) فاطمه».  

هاشمي‌رفسنجاني پرسيد: «چرا اسم فدک را عوض کرديد و حائط يعني ديوار مي‌گوييد»؟
جابر نيز اظهار داشت: «در اين منطقه سه ديوار بلند است که به صورت حلقه منطقه را احاطه نموده‌است. درون ديوارها باغ (بستان) فاطمه نام دارد که در «معجم البلدان» ياقوت حموي هم ذکر شده است. مسجدي که الان ترميم شده مربوط به زمان پيامبر اسلام بوده که به مسجد فاطمه معروف است. ما آل‌جابر هستيم که قدمتي چند صدساله در منطقه داريم و پيش از دولت سعودي حکمران اينجا بوده‌ايم».
هاشمي‌رفسنجاني باز پرسيد: «مساحت کل فدک چقدر است»؟
و جابر پاسخ داد: «مساحت منطقه فدک 50 در 50 کيلومتر است».
سپس هاشمي‌رفسنجاني سوال کرد: «آب منطقه چگونه است»؟
جابر در جواب اضافه کرد: «فدک داراي هفت چشمه آب بوده که به «عيون فاطمه» معروف است که به دليل اهمال و بي‌توجهي به کشاورزي آب آن کم شده و شايد علت کمي آب حفر چاه‌هاي عميق (آرتزين) در منطقه باشد».  

 هاشمي‌رفسنجاني پرسيد: «مي‌خواهم از آب چشمه فاطمه بخورم».
جابر و ديگر همراهان،‌ وي را منع کردند و گفتند: «آقاي هاشمي اين کار را نکنيد چون نمي‌دانيم وضع آب چگونه است».
هاشمي در حالي‌که قطرات اشک چشمانش با چشمه فاطمه مخلوط شده بود، گفت: «آيا بي‌سعادتي و حيف نيست که انسان تا اينجا بيايد و از چشمه فاطمه سيراب نشود»؟
اين جمله باعث شد که قطرات اشک چشمان همراهان نيز در چشمه بريزد.  

بازديد رئيس مجلس خبرگان به «فدک» که در 20 خردادماه جاري انجام شد، براي مسئولان عربستاني که وي را همراهي مي‌کردند نيز بسيار جالب بود و تازگي داشت به طوري‌که در بازگشت به مدينه ضمن تشکر از ايشان که با اين اقدام موجب شدند آنها نيز براي اولين بار قدم به فدک بگذارند، گفتند ما تاکنون از چنين مسائلي مطلع نبوديم و آنچه در فدک ديديم و شنيديم براي خود ما نيز تازگي داشت.
گفتني است که فدک، منطقه‌اي در شمال شرق مدينه است که ملک شخصي پيامبر گرامي اسلام بود و ايشان آن ‌را به حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها بخشيده بودند.
اينجا همان مکاني است که بعد از رحلت پيامبر اکرم، غصب شد و عثمان آن ‌را به مروان‌بن‌حکم داد و او فدک را به دو فرزند خود عبدالملک و عبدالعزيز هبه کرد.
عمربن‌عبدالعزيز که از خلفاي بني‌اميه از شاخه مرواني بود، وقتي به حکومت رسيد فدک را به فرزندان حضرت زهرا برگرداند ولي يزيدبن‌عبدالملک وقتي به حکومت رسيد آن ‌را پس گرفت و تا دوران خلاقت سفاح در دست بني‌مروان بود تا اينکه سفاح آن را به حسن‌بن‌علي‌(ع) برگرداند تا ميان اولاد حضرت زهرا تقسيم کند ولي منصور دوانيقي آن را از آنها گرفت.
 

بار ديگر مهدي، فرزند منصور، فدک را به اولاد فاطمه زهرا برگرداند؛ اما موسي‌الهادي آن را از آنها پس گرفت و همچنان در دست بني‌عباس بود تا اينکه مامون بار ديگر آن را به اولاد حضرت زهرا برگرداند و سرانجام متوکل عباسي فدک را از آنها پس گرفت...
با اين تاريخچه پرفراز و نشيب و پس از آنکه در هزار سال گذشته سرنوشت فدک در هاله‌اي از ابهام فرو برده شد، اين منطقه مهم به حال خود رها شد و تحولات زيادي را پشت سر گذاشت تا اينکه در قرن اخير به دليل ديوارهاي مستحکمي که به طول شش کيلومتر در شش کيلومتر در چهار طرف آن براي حفاظت اهالي از دزدان و اشرار وجود داشت به «‌حائط» معروف شد که به معناي ديوار است ولي نام فدک همچنان در اسناد و مدارک و بر زبان‌ها باقي ماند به طوري‌که حتي هم اکنون بر تابلوي ورودي شهر زير نام حائط، کلمه «فدک» نيز به چشم مي‌خورد.

euro2008

 

شبکه سوم سیما طی روزهای آتی اقدام به پخش مستقیم مسابقات فوتبال یورو 2008 خواهد کرد.

- برنامه پخش مسابقات فوتبال جام ملتهای اروپا (یورو 2008) به شرح زیر است:

شنبه - 18/3/87
* پرتغال - ترکیه، ساعت 23:15

یکشنبه - 19/3/87
* اتریش - کرواسی، ساعت 20:30
* آلمان - لهستان، ساعت 23:15

دوشنبه - 20/3/87
* رومانی - فرانسه، ساعت 20:30
* هلند - ایتالیا، ساعت 23:15

سه شنبه - 21/3/87
* اسپانیا - روسیه، ساعت 20:30
* یونان - سوئد، ساعت 23:15

چهارشنبه - 22/3/87
* جمهوری چک - پرتغال، ساعت 20:30
* سوئیس - ترکیه، ساعت 23:15

پنجشنبه - 23/3/87
* کرواسی - آلمان، ساعت 20:30


* اتریش - لهستان، ساعت 23:15

جمعه - 24/3/87
* ایتالیا - رومانی، ساعت 20:30

Buffon keeps Italy in EURO


* هلند - فرانسه، ساعت 23:15

شنبه ۲۵ خرداد
گروه D
۱۵- سوئد - اسپانيا، ۲۰:30، اينسبروك - تيوولى نيو


۱۶- يونان - روسيه، ۲۳:15، سالزبورگ - والس سيزنهايم
يكشنبه ۲۶ خرداد
گروه A
۱۷- سوييس - پرتغال، ۲۳:15، بازل - ياكوب پارك
۱۸- تركيه - جمهورى چك، ۲۳:15، ژنو - استاددوژنو

انواع خوشحالی!!!

زمینی و هوایی!!! !



دوشنبه ۲۷ خرداد
گروه B
۱۹- لهستان - كرواسى، ۲۳:15، كلاگنفورت - ورترسى
۲۰- اتريش - آلمان، ۲۳:15، وين - ارنست هاپل

 

سه شنبه ۲۸ خرداد
گروه C
۲۱- هلند - رومانى، ۲۳:15، برن - استاددوسوييس
۲۲-    فرانسه - ايتاليا، ۲۳:15، زوريخ - لتزى گراند



چهارشنبه ۲۹ خرداد
گروه D
۲۳- يونان - اسپانيا، ۲۳:15، سالزبورگ - والس سيزنهايم
۲۴- روسيه - سوئد، ۲۳:15، اينسبروك - تيوولى نيو


مرحله يك چهارم نهايى
پنج شنبه ۳۰ خرداد
۲۵- تيم اول گروه A - تيم دوم گروه B، ۲۳:15، بازل - ياكوب پارك

جمعه ۳۱ خرداد
۲۶- تيم اول گروه B - تيم دوم گروه A، ۲۳:15، وين - ارنست هاپل

شنبه اول تير
۲۷- تيم اول گروه C- تيم دوم گروه D، ۲۳:15، بازل - ياكوب پارك

يكشنبه ۲ تير
۲۸- تيم اول گروه D - تيم دوم گروه C، ۲۳:15، وين - ارنست هاپل

مرحله نيمه نهايى
چهارشنبه ۵ تير
۲۹- برنده بازى ۲۵ - برنده بازى ،۲۶ ۲۳:15، بازل - ياكوب پارك

پنج شنبه ۶ تير
۳۰- برنده بازى ۲۷ - برنده بازى ،۲۸ ۲۳:15، وين - ارنست هاپل

فينال
يكشنبه ۹ تير
۳۱- برنده بازى ۲۹ - برنده بازى ،۳۰ ۲۳:15، وين - ارنست هاپل

یا فاطمه

اسلام عليك يا فاطمه الزهراء

خواستم ياري كنم اما نشد                        ريسمان از دستهايت وا نشد

 

اي مسيحاي علي اعجاز كن                       مشكل مشكل گشا را باز كن

 

ماندنت چون شمع آبم ميكند                           رفتنت خانه خرابم ميكند

 

**********

 

عشق

 

عشق يعني دل سپردن در الست           از مي وصل الهي مست مست

 

عشق يعني صبر هنگام خشم            عشق يعني جاي سيلي روي چشم

 

عشق يعني صحبت بي واهمه                حيدر در بند پيش فاطمه

 

عشق يعني انقلاب فاطمه              از كبودي چشم خواب فاطمه

 

عشق يعني طاعت جان آفرين          رد خون سينه بر روي زمين

 

عشق يعني ذكر ناموس خدا               يا علي گفتن به زير دست و پا

 

عشق يعني جلوه صبر خدا                شرم  ايوب  نبي از  مرتضي

 

عشق يعني قلب چون آئينه اي           جاي ميخ در به روي سينه اي

 

عشق يعني انتظار  منتظر                سينه اي مجروح از مسمار در

 

عشق يعني  گريه هاي حيدري              دختري دنبال نعش مادري

 

عشق باعث شد كه دل سامان گرفت       پشت درب خانه زهرا جان گرفت

 

عشق بر دلها شهامت ميدهد                  عشق بر غمها حلاوت ميدهد

 

عشق يعني عشق ناب فاطمه                بيت الا حزان خراب فاطمه

 

عشق بر دلداده فرمان مي دهد                 عاشق جان داده را جان مي دهد

 

 

 

 

دلم به یاد غریبی به غم بهانه گرفت ... که بهر یار  غریبش عزا شبانه گرفت

 

مگو که نیمه شبی پیکری به خاک سپرد ... تمام هستی او را از او زمانه گرفت

 

علی شهید در آن روز شد که جانش را ... میان کوچه عدو زیر تازیانه گرفت

 

 فدای غربت آن کودک سیه پوشی ... که ختم مادر خود را کنار خانه گرفت...

 

اندر احوالات ما

شروع ترم

 

 

یک هفته بعد از شروع ترم

 

 

دو هفته بعد از شروع ترم

 

 

قبل از میان ترم

 

 

در طول امتحان میان ترم

 

 

بعد از امتحان میان ترم

 

 


قبل از امتحان پایان ترم

 

 

اطلاع از برنامه پایان ترم

 

 

7 روز قبل از پایان ترم

 

 

6 روز قبل از پایان ترم

 

 

5 روز قبل از پایان ترم

 

 

۴ روز قبل از پایان ترم

 

 

2 روز قبل از پایان ترم

 

 

1 روز قبل از پایان ترم

 

 

شب قبل از امتحان

 

 

 

1 ساعت قبل از امتحان

 

 

در طول امتحان

 

 

هنگام خروج از سالن امتحان

 

بعد از امتحان

 


 

 

قبای ریاست مجلس بر تن لاریجانی، گام بعدی چیست؟

به همين سادگي؛ يك زندگي معمولي، نه يك فيلم معمولي

بسم الله الرحمن الرحيم

«منت خداي را عزوجل كه طاعتش موجب قربت است و به شكر اندرش مزيد نعمت هر نفس كه فرو مي رود ممد حيات است و چون برآيد مفرح ذات. پس در هر نفس دو نعمت است و بر هر نعمت شکری واجب ...»
اين آغازين كلام گلستان اثر استاد سخن و سخنوري سعدي شيرازي است. كسي كه به شهادت اديبان كلامش «سهل ممتنع» است. ويژگي اي كه در اثر چند تن از سخنوران پارسي يافت مي شود. گويي سعدي كارش بازي با كلمات معمولي است و ساحرانه از آنها تركيبهايي زيبا و مستحكم استخراج مي كند.

چندان در فكر مقايسه ي اثر اديب بزرگ پارسي با «به همين سادگي» نيستم اما مرور چند نكته هم خالي از لطف نيست.

بستر روايت به همين سادگي يك روز معمولي، يك زندگي معمولي، يك خانواده ي معمولي، يك مادر/همسر/خانه دار معمولي و يك همسايه ي معمولي است. تا اينجا مصالح و مواد اوليه ي كار زندگي اغلب افراد جامعه است، اما نكته اينجاست كه ميركريمي با همين مواد اوليه كاري كرده است كه گويي ما را از زندگي بيرون كشيده و مدتي به تماشاي خود و زندگي خود مشغولمان مي كند. و البته به فكر درباره ي خويش. ارزش كار «به همين سادگي» وقتي معلوم مي شود كه به تماشاي تلاش ديگر سينماگران در به تصوير كشيدن همين خانواده و افراد معمولي بپردازيم. تلاشي كه در موارد اندكي منجر به خلق اثري تاثير گذار گرديده. ولي غير از اين موارد اندك وقتي سينماگران ما مي خواهند خانواده اي معمولي را نشان دهند خانواده اي پر تعارض را نشان مي دهند و مي گويند: «واقعيت را نشان داديم». وقتي قصد به تصوير كشيدن خانواده اي متمول را كردند خانواده اي اشرافي با ثروت و خانه اي افسانه اي نقش زدند و هنگامي كه قصد بيان زندگي ساده و فقيرانه را داشتند زندگي افراد بدبخت و بي نوايي را تصوير كردند كه گويي از فرط بي چارگي سالهاست زير خط فقر مي زيند.

تنش داستان!!!

اسلوب روايتگري داستان در «به همين سادگي» اندكي متفاوت است. فيلم آرام است و به قول كارگردان بزرگترين تنشش سوختن بادمجان هاست. شايد اين براي ما كه داريم كم كم به ديدن فيلهاي 1000 تا  15000 توماني هاليوودي كنار پياده روها عادت مي كنيم سخت باشد كه 90 دقيقه پاي به همين سادگي بنشينيم. تنها اجزا برهم زننده ي اين آرامش اطرافيان طاهره هستند. كودكان طاهره هستند كه براي مادرشان كودكي مي كنند، همسايگان طاهره هستند كه بيشتر به فكر سر جا بودن شوهاي مزخرف عربي خويشند و همسر طاهره كه كمتر بين نقشه ها و كارهايش طاهره را مي بيند. حتي فكر چايي اي كه قرار است با هم بخورند هم در ذهنش به خواب تبديل مي شود.

گاهي احساس مي كنم «به همين سادگي» روايت زندگي ما است. حس مي كنم رفتار هر كدام از ما مثل فرزندان طاهره است. با همان كودكي ها و بازيها و رفتارها. از نگاه ديگر فيلم «به همين سادگي» فيلم مادران است. البته براي ما كه چگونه با مادران رفتار مي كنيم. از ويژگي هاي اين فيلم كه مدتي است در سينماي ايران مغفول مانده حس «همذات پنداري» است. به جرات مي گويم مدتي بود كه احساس همذات پنداري در فيلم ها برايم رخ نداده بود. به جهت نگاه واقعي و دقيق فيلم در برخي از قسمت هاي فيلم احساس همذات پنداري كردم.

«به همين سادگي» فيلم همسران هم هست. وقتي بي توجهي مردي را ترسيم مي كند كه گرچه از صبح در فكر تامين معاش خانواده است و بسيار كار نيكويي است اما او وظايف خود را به عنوان يك همسر در خانه درست انجام نمي دهد. او براي خانواده اش خستگي كار روزانه را آورده است و براي اينكه اين رفتار «امير» به خوبي نشان داده شود اندكي هم افراط شده. مثلا نخوردن تنها يك تكه از ماهي در غذاي مورد علاقه اش(قليه ماهي) يا فراموش كردن اينكه گفته بوده مي خواهد چاي بنوشد و يا اينكه بوي عطر طاهره را با بوي سوختني اشتباه مي گيرد.

طاهره سازش كار نيست. در مقابل همسر و فرزندان هم كوتاه نمي آيد. او فقط «صبر» مي كند. صبر در مقابل آنچه هست. صبر مي كند و سرزنش هاي پسرش براي نيامدن به كلاس زبان را مي شنود. صبر مي كند و رفتارهاي همسايه هايش از خواستن ظروف براي عقد تا تمسخر همسايه ي جوان براي شكل پوشش و آرايش مي شنود. صبر مي كند و بچگي هاي پسرش را مي بيند. صبر مي كند و دخترانگي هاي دخترش را مي نگرد. صبر مي كند تا همسرش و شريكش بيايد تا با او شام بخورند و گپي بزنند و در پايان شوهرش نه شام مي خورد و نه فكر و ذهنش از شركت بيرون مي آيد. اما او «صبر» مي كند و مي ماند. نه براي خودش بلكه براي خانواده اش. خانواده اي كه آنقدر اهميت دارد كه در چند نماي بسته حلقه ي طاهره به عنوان نماد زناشويي نشان داده مي شود.

«به همين سادگي» نقاشي از يك مادر است. مادري كه فكر و ذكري جز خانواده و فرزندانش ندارد. «به همين سادگي» فيلم مادران است. مادراني كه ديده نمي شدند و نمي شوند. اما آنقدر زيبا و شاعرانه اين مادر و علاقه به خانواده اش را به تصوير كشيده كه انگار ما در ميان خانواده ي خويشيم و انگار ماييم كه اينگونه رفتار مي كنيم. مادراني كه از نظر ما براي اينكه نگوييم بي كارند به آنها شغل «خانه داري» را داديم. فقط براي اينكه بار كلمه ي بي كار را از رويشان بر داريم. اما هر چه كار هست براي آنها است. آنها كه تربيت مي كنند و در ازاي اين تربيت بي منت چيزي نمي خواهند جز توجه. جز نگاه محبت آميز ما.

نوشته:مهدی انصاری

سوم خرداد سالروز آزادی خرمشهر و روز مقاومت و پایداری گرامی باد